تبليغاتX
jostejo - و خدایی که در این نزدیکی است

jostejo

...Literature, Philosophy, History

رضا می گفت: " خدا بعد از خلقتش دیگه تو دنیا دخالت نمی کنه" و نیلوفر پرسید: " پس اینهمه از تاثیر دعا شنیدیم و دیدیم رو چطور توجیه می کنی؟" ... و مژده معتقد بود که " کل یوم هو فی شان"...

نسیم ملایمی می وزید با آفتابی که به افق نشسته بود. دریا آرامش غروب رو داشت و تو خنکی دلپذیری رو به وضوح روی گونه هات احساس می کردی. خنکی ای که سهم "هوای خنک" و سهم "هوای آزاد" در اون برای من خیلی روشن نبود! و مردمی در اطراف که هر کدوم به نحوی مشغول لذت بردن از دریا بودند...

بحث تقریبا به اینجا تمام شد که "غیر مادیات هم همچون مادیات تابع نظمی هستند که در مجموع دنیای درهم پیچیده ماده و ماورای ماده رو شکل می دند. و خدایی که در خلقتش کامله و همه این نظم و نظام در نهایت به اون برمی گرده".

اون چیزی که من رو به نوشتن واداشت نه "اونچه از اون بحث شد و نتیجه اون"، بلکه "شباهت های نوع فضای فکری" کسانی بود که اگر در کشور خودشون می خواستند همدیگر رو بشناسند شابد تفاوت ها رو بیشتر می دیدند تا شباهت ها رو. هرچند نظرات متفاوت بود، اما همه اونها برخواسته از یک ریشه بود و همه در یک ظرف می گنجید: " راه خود را تعیین کردن و دغدغه ای گسترده در گرداگرد زندگی به نام خدا".

...

"فِرَ" به معنای بسوی و "فِرَزند" به معنای بسوی زندگی رفتن و زندگی را به جلو بردن است: آنچه باعث ادامه زندگی می شود. ایران سربلند نیازمند "فرزندانی" است که بار فرهنگ و تمدن خود را بسوی آینده به دوش بکشد و آینده روشنش را بسازد. به امید آن روز.

 

تقدیم به مژده، رضا و نیلوفر
+ نوشته شده در  جمعه 31 خرداد1387ساعت 0:50 قبل از ظهر  توسط احسان  |