تبليغاتX
jostejo

jostejo

...Literature, Philosophy, History

نقل است از حکیمی که زندگی دایره ایست که سه ضلع دارد: دوستی و محبت!

...

1) "خنده" واکنش ما به رویدادی است که به سامان همیشگی یا بر قانونی که انتظار داشته ایم رخ نمی دهد. البته همه نا بسامانی ها ما را به خنده نمی دارد و گاهی می رنجیم یا حتی گریه می کنیم. اینکه نا بسامانی ها کی به خنده می انجامد و کدام موجب رنجش فرد می شود مرز روشنی ندارد. اما همه اتفاق نظر دارند که این حدود وابسته به افراد است.

2) در مدلی که در ادبیات غنی ما از انسان کامل ارائه می شود، او به تمام نابسامانی ها می خندد. انسانی که در ادبیات فارسی ارائه می شود- بویژه در روش مولانا- به حسادت ها، ضعف ها، کاستی ها و دشنام ها و "کوچک بودن" ها می خندد، تحت تاثیر قرار نمی گیرد. خنده او نه از سر بی خیالی یا بی توجهی، که ناشی از شناخت ژرف اوست. او به عصیانیت ها می خندد چرا که آن را "عدول از سامان و نظام حقیقت" می یابد.

3) بر خلاف فروید که سراسر در تحلیل و بررسی روانشناختی خود به مطالعه روان نژند ها می پردازد و ریشه نابسامانی های افراد را در گذشته، بویژه دوران کودکی می یابد، گوردون آلپورت (1897-1967) به مطالعه و تحلیل انسان کامل می پردازد. وی در حالی که مقاصد سنجیده و آگاه را جنبه اصلی شخصیت انسان می داند هفت مرحله برای پرورش کامل انسان و هفت معیار برای شخصیت انسان برمی شمرد. او اشاره می کند که در انسانی که به مرتبه برتری از عینیت و شناخت رسیده باشد، پیوند نزدیکی بین "شوخ طبعی" و "شناخت" وجود دارد.

ادبیات ما منبع وسیع و بی کرانی است که ریشه در تاریخ و فرهنگی کهن دارد. ای کاش روزی این گنجینه از توی کتاب ها و روی تاقچه ها دوباره بر روان و منش ما راه می یافت.

 


+ نوشته شده در  سه شنبه 23 بهمن1386ساعت 0:37 قبل از ظهر  توسط احسان  |