اخیرا یکی از دوستان سوالی رو در یکی از گروههای اینترنتی مطرح کرده بوند. آونچه که در ادامه می یاد جمع بندی جواب های منه که سعی کردم تحلیل ریشه ای خودم رو از مسئله بدم:
الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَيْهِنَّ سَبِيلاً إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا «34 -نساء»
مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتريهايى كه خداوند براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرار داده است، و بخاطر انفاقهايى كه از اموالشان مىكنند. و زنان صالح، زنانى هستند كه متواضعند، و در غياب ،اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقى كه خدا براى آنان قرار داده، حفظ مىكنند. و آن دسته از زنان را كه از سركشى و مخالفتشان بيم داريد، پند و اندرز دهيد! در بستر از آنها دورى نماييد! و آنها را بزنید! و اگر از شما پيروى كردند، راهى براى تعدى بر آنها نجوييد! خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است. «34 -نساء»
............ ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ....
>>> سوال:
اين نص صريح قران هستش.و ممكنه هر مفسري از اين آيه تفسيري بكنه ولي فكر كنم معني كلمه ((اضْرِبُوهُنَّ)) خيلي واضح و روشن باشه.لطفا نظر بدين .
---------------------------------------------------------------------------------
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 27 اردیبهشت1386ساعت 1:11 بعد از ظهر  توسط احسان
|
چند ماهی است که مطلبی ننوشتم. بیشتر به دلیل گرفتاری و کمبود وقت. در این مدت اتفاقات زیادی افتاد که می شد در باره آنها نوشت. از جمله آنها اتفاقات دانشگاه امیرکبیر. اما از آنجا که اگر سر کلام باز شود به سیاست ختم می شود، و نمی خواهم سیاسی بنویسم، از آن گذشتم. اما این اتفاقات و بحث هایی که با دوستان پیرامون آن مطرح می شد، انگیزه ای شد برای دوباره غور کردن در باب عوامل اجتماعی و جامعه شناسی جریان ها.
از آنجا که تحول در لایه های بالای مدیریت و سیاست کاملا متاثر از لایه های پایین جامعه است، در نظر گرفتن مسائل جامعه شناسی و "تحلیل تاریخی" "سیر جامعه" در باب اصلاحات سیاسی ناگریز می نماید. اصولا تحول اساسی و بنیادی در ساختار مدیریت سیاسی نیازمند چنان تحولی در لایه های پایین تر اجتماع است و از آنجا که تغییرات اجتماعی به ناچار زمان بر و کند هستند، تغییرات سریع و انقلابی در چهارچوب و نظام مدیریت سیاسی ناقص و از لحاظ کارکرد اجتماعی غیر نرمال خواهد بود. ظاهرا به مرور زمان فرهنگ عمومی در لایه های پایین تر تفکر غالب خود را به چهارچوب مدیریت سیاسی تحمیل خواهد کرد. اگر به دنبال چهارچوب سیاسی دموکراتیک هستیم، قبل از آن باید جامعه، خانواده و مردمی (اخلاقا) دمکرات یا به قول هابرماس با زیست دموکراتیک داشته باشیم.
+ نوشته شده در پنجشنبه 27 اردیبهشت1386ساعت 12:27 بعد از ظهر  توسط احسان
|